مه 12, 2008

ارزیابی فرد از دیدگاه های جنسی و گرایش جنسی در مردان از قبیل همجنس گرا و دوجنسه و ترنس و ……

Posted in لینک های خفن و باحال و س ک س, موضوعات جالب خواندنی, مطالب پزشکی برای خانم ها, دیدنیها, داستان های جالب, داستان های سک س, داستانهای واقعی ولی باور نکرد, عکس هیکل های قشنگ و س ک س و ملکه, عکس خفن بازیگران خارجی, عکس خفن بدون شرح, عکس سینه های خفن و تاپ, عکسهای خفن طبیعت در 10:09 ب.ظ. توسط amirab

ارزیابی فرد از دیدگاه های جنسی و گرایش جنسی در مردان از قبیل همجنس گرا و دوجنسه و ترنس و ……

ارزیابی افراد از دیدگاه جنسی و هویت جنسی

همه افراد بشر از هر جنس و دارای هر گرایشی با هم برابر هستند.

از آن روی که بسیاری در ارزیابی جنسی خود یا دیگران دچرار سختی هستند و دیده شده بسیاری از ترنسکشوال ها، خود نیز با وجود شناخت بسیاری که در مسائل جنسی دارند در ارزیابی جنسی دیگران، دچار دشواری شده و گاهگاه دیده شده که فردی را که ترنس است، غیر ترنس بداند. برای همین بر آن شدم که به نگارش این چند بندی که در پیش می آید بپردازم.

برای ارزیابی افراد از دیدگاه جنسی و هویتی باید مواردی بسیاری را به گونه ای جدا از هم، بررسی کرد:

1_ جنسیت بیولوژیکی یا فیزیکی فرد (biological sex):

مراد از جنسیت بیولوژیکی فرد، همان جنسیتی است که پس از زاده شدن، بر پایه آلت تناسلی، روشن می گردد:دختر، پسر یا هرمافرودایت(دارای هر نشانه های جسمانی از هر دو جنس به گونه ای روشن).(male, female or hermaprodite)

نگاه: در صورتی که هرمافرودایت بودن فرد در زمان زاده شدن تشخیص داده شد نیکو تر آن است که جراحی برای کودک انجام نگیرد تا زمانی که فرد از نگاه هویت جنسی هویتش روشن گردد. شاید با آزمون های ژنتیک(Karyotype Test) به این برسند که این فرد بیشتر زن یا بیشتر مرد است ولی نمی توان معیار تعین جنسیت فرد را این دانست و بایست تا روشن شدن هویت جنسی فرد شکیبا بود. ممکن است هر گونه جراحی ستم درد ناکی برای کودک باشد.

2_هویت جنسی (gender identity):

هویت جنسی، ويژه گی درونی فرد است، جدا از جنسیت بیولوژیکی فرد و این به رفتار ها، خواسته ها نوع برخورد با مسائل افراد و … و مجموعه از رفتار های روانشناسی و جامعه شناسی فرد باز می گردد. ممکن است هویت جنسی فرد با جنسیت بایولوژیکی هم خوان نباشد، برای نمونه فردی با جسمی ماده دارای هویت جنسی مردانه باشد یا وارانه. این همان چیزی است که ترانسکشوالیزم (transsexualism)یا اختلال هویت جنسی می نامیم. فرد در نتیجه چالشهای رفتاریش در جامعه و با دیگران هویت جنسی خود را باز می شناسد و به این می رسد که می خواهد با عمل جراحی(Sex( Reassignment Surgery سراسر زن یا مرد باشد. کسی را ترانسکشوال می دانیم که بشدت زیاد تمایل به تغییر جنسیت داشته باشد.

نگاه کنید به پست پیشین در این زمینه در این نشانی

Carla Antonelli, کارولا آنتونی یکی از ترنسکشوال از اسپانیا تصویر وی از کودکی دوران پیش از جراحی و امروز.

تصویر یک ترنسکشوال که از زن به مرد تغیر جنسیت داده و از بدنسازان مشهور جهان است

بقیه متن در ادامه مطلب

Loren Cameron

Photographer, Author (more) (more)

برای دیدن تصاویر بیشتر از ترنسکشوال های پیروز و وشخصیت های مشهور ترنسکشوال به لینکهای زیر بروید:

3_گرایش جنسی (sexuality):

گرایش جنسی آن دست از رفتار ها و خواسته های جنسی فرد، درگزینش فرد دیگر برای رابطه جنسی است. که فرد می تواند دیگر جنس گرا -گرایش جنسی به جنس مخالف- (heterosexual)، همجنس گرا (homosexual) و دو جنس گرا(bisexual) باشد. گرایش جنسی را بايستُ بر پایه هویت جنسی سنجید نه بر پای جنسیت بیولوژیکی. این یکی از همان مواردی است که نیاز مند آن می شویم که همه این موارد را جدا گانه بسنجیم.

چند نمونه می آورم تا این داستان روشن گردد، برای دریافتن نمونه های که می آورم نیاز مند این است که بسیار با دقت به آن نگاه کنیم:

نمونه: یک فرد با اختلال هویت جنسی(transsexual) دارای جسمی نر است با هویت جنسی زنانه او، با این همه گرایش جنسی اش به افرادی است که دارای هویت جنسی زن هستند. این فرد دگرجنسگرانیست بلکه همجنس گرا است و با این همه نمی توان گفت این فرد ترنسکشوال هم نیست چرا که مایل به تغییر جنسیت است.

بیشتر این گونه افراد در سنین بالا تر تغییر جنسیت می دهند چرا که داشتن همزمان دو اختلال؛ هویت جنسی و گرایش جنسی، سردرگمی بسیاری به بار می آورد، شاید شما دیده باشید برخی ازدواج هم کرده باشند و بچه ای هم، داشته باشند و باز به این رسیدند که مایل به تغییر جنسیت هستند. ممکن است یک فرد دارای اختلال هویت جنسی دوجنسگرا باشد و گرایش به داشتن رابطه جنسی با هردو جنس از دیدگاه هویتی را دارا باشد. این از آن دسته مورادی است که شاید یک ترنسکشوال رابه عنوان یک ترنسکشوال نگران و شاید خشمگین سازد و بگوید من ترنسکشوال هستم و آنها ترنس واقعی نیستند، اما بد نیست کمی باز تر نگاه کنیم.

نمونه دیگر: مردی مايل به رابطه با فردی با هویت جنسی زنانه است که فرد مورد علاقه وی اختلال هویت جنسی دارد و ترنسکشوال است و هنوز عمل نکرده و دارای جسمی مدرانه است این فرد همجنسگرا نیست، و دیگر جنسگرا است.

نمونه: اگر مردی با هویت جنسی مرد و جسمی نر گرايش به فردی با هویت جنسی مرد باشد، همجنسگرا است این در حالی است که ممکن است مرد مورد نظر یک ترنسکشوال اف تو ام (female-to-male)باشد یعنی فردی که اختلال هویت جنسی دارد و جنسیت جسمی اش ماده و هویت جنسی اش مرد است.

4_ هنجار های جنسی:

هنجار های جنسی شامل پوشش و آرایش و دسته ای از رفتار های جسمی و کلامی است که به جنسیت ويژه مرد یا زن باز میگردد، برای نمونه در جامعه امروزی دامن لباسی زنانه شمرده می گردد، آریش های صورت با مواد رنگی و آرایشی هنجاری زنانه است و این کار در مرد ها نابهنجار شمرده می گردد. همین گونه پوشیدن کت و شلوار و نوعی آرایش مو و … هنجار های مردانه برشمرده می گردد.

در دورانی پیش تر یا در برخی اقوام هنجار ها متفاوت دیده می شود برای نمونه پوششی که امروزه آن را زنانه می دانیم را مردان می پوشیدند.

این بخش را نیز بايست به گونه ای جدا گانه ارزيابی کرد چرا که ممکن است فردی از این هنجار ها پی روی نکند و این شخص می تواند جز هر کدام از دسته های هویت جنسی و گرایش جنسی باشد، ممکن است یک ترنسکشوال یک ترنسوسایت یا یک همجنسگرا همزمان رفتار های ناهنجار را پیشه کند. و یا رفتاری که از دید مردم در یک فرد ترنسکشوال، ناهنجار دیده شود هنجار باشد.

بررسی هنجار های جنسی بايستی بر پایه هویت جنسی صورت گیرد، چون برای نمونه ممکن است فردی با هویت جنسی زنانه و جنسیت بیولوژیکی نرينه، لباس های زنانه بپوشد اين شخص پوششی بهنجار دارد.

ولی ممکن است فردی با هویت جنسی مردانه و جمسی مردانه همین رفتار را انجام دهد و این فرد گرايشی نابهنجار دارد.

افرادی که دچار اختلال گرايش نابهنجار جنسی هستند را ترنسوسايت (transvestite) می نامند.

نگاه: ترنسوسایتیسم (transvestism) تنها به لباس یا آرايش فرد، باز نمی گردد و ممکن است در برگیرنده یک سری رفتار ها و گفتار های مربوط به جنس مخالف فرد، نیز باشد ولی با این همه فرد دارای اختلال ترنسوسايتيسم ،جزو گروه ترنسکشوال شمرده نمی شود چرا که این فرد تنها با گزينش های نابهنجار خود به رضایت خود دست می يابد ممکن است یک فرد ترنسوسايت تنها به دیگر پوشی، آرايش بسنده کند این افراد را دیگرپوش یا مبدلپوش هم می نامند (cross dresser) و این فرد را دارای اختلال هنجاری می شماریم و این فرد اختلال هویتی یک ترنسکشوال را ندارد. ترنسوسایت ها افرادی خلاق و هنرمند و اجتماعی هستند، می توانند بازاریاب، هنرمند و هنرپیشه و خواننده های بسیار خوبی باشند. ممکن است این فرد برای سینه خد جراحی بزرگ کردن سینه انجام دهد.

یک همجنسگرای دیگر پوش RuPaul – a famous drag performer

ترنسجندرها (transgender):این مرحله ای است که شخص بین ترنسکشوالیزم و ترنسوسایتیسم میانه باشد و در نهايت هرمون درمانی و جراحی های کوچک زيبایی مانند سينه و ليزر صورت و جراحی های از اين دست وی را خرسند سازد و در نهایت هرگز دست به جراحی srs نزند.

5_گرایش ويژه در رابطه جنسی(fetish)

گرايش ويژه یا فتیش گرايشی است که برای ارضای جنسی بکار گرفته می شود و این به رفتار ها و کار های باز می گردد که فرد در زمانه رابطه جنسی آن را بکار می گیرد. سنجش این دست گرایش ها در همه افراد آسان نیست ولی در برخی افراد بگونه ای خواص و نا بهنجار خود را نشان می دهد ولی همه آنها را نمی توان انحراف جنسی خواند.

برای نمونه فتیش و گرایش ويژه در رابطه برقرار کردن، با عضوی خواص از خود یا فرد مقابل مانند گرایش به رابطه جنسی  یا تمایل به ارضای جنسی از راه های غیر عادی مانند ارضای جنسی از پشت در مردان باشد.

برای نمونه مردی با هویت جنسی مردانه و جسمی نرینه مایل به رابطه با فردی با هویت جنسی زنانه است.با این همه، هم زمان دوست دارد که از سمت پشت، رابطه جنسی، داشته باشد. و از ناهيه مقعد (anal sex) تحریک جنسی گردد ممکن است این فرد ناچار، دست به رابطه با همجنس خود بزند و این رابطه را نیز بیازماید ولی خرسند نمی گردد، ولی با این همه همجنسگرا یا دوجنسگرا نباشد. برخی از این افراد از همبستر زن (پارتنر) خود می خواهند که از ابزار های جنسی برای این کار بهره بگیرد. این فرد نه دارای اختلال هویت جنسی است نه دارای اختلال گرایش جنسی (همجنس گرای یا دوجنس گرایی).

این افراد در یافتن هم بستر خود بسیار دچار مشکل هستند چرا که باید کسی را بیابند که آنها را در این زمینه درک کند.

نمونه دیگر فردی است که تمایل به استفاده از ابزار ها و پوشش های خواص در سکس دارد. می توان گفت گاه این نوع اختلال ها آمیخته با اختلال های هنجاری می گردد و گاه نیز بگونه ای جداگانه ارزیابی می گردد.

۶ـ کنجکاوی جنسی(sexual curiousity)

این نگاه دربرگیرنده همه افراد است و ممکن است از آگاه سازی دیگران از این کار شرم داشته باشند، در حد کم و گسترده در همه افراد وجود دارد و ممکن است از کشف و جستجو در دانش دیگران و پرسش در باره مسائل جنسی باشد و نیز می تواند همراه با کنجکاوی جنسی در حد دیدن فیلم،عکس و یا خواندن مطالب سکسی باشد ولی در انواع پیشرفته ممکن است فردی دست به تجربه های جنسی که با هویت و گرایشش مربوط نیست بزند.

این افراد را کنجکاو جنسی می نامند: ممکن است یک کنجکاو جنسی که دگرجنسگرا است دست به تجربه همجنسگرایانه بزند ممکن است این فرد همزمان جزئی از گروهای اختلال هویت جنسی نیز بشمار رود، ممکن است یک فرد ترنسکوشال با وجود نارضایتی از ارگان جنسی خود برای کنجکاوی خود ارضای را نیز تجربه کند و شاید به آن به عنوان راه حلی برای دست یافتن به درمان خود نگاه کند(نمونه این داستان را از یک ترنس شنیده ام و خودم سخت درگیری ذهنی در کشف چرای آن داشتم) ، ممکن است یک فرد مبدل پوشی را تنها برای کنجکاوی یا سکسی خشن را برای کنجکاوی تجربه کند ولی اگر فردی دچار کنجکاوی پیشرفته جنسی باشد، دست به تجربه های زیاد و پیچیده ای می زند. در هر گونه باید به حریم خوصوصی همه افراد در این زمین احترام گذاشت و آنها را آزورده خاطر نساخت.

نگاه: دیگرپوشی می تواند گاه تنها یک تفریح و کنجکاوی باشد.

نگاه: فردی که دارای اختلال هويت جنسی است خود را دارای هويت جنسی مخالف با جنسيت بيولوژيکی خود می داند و مايل است که عضو جنسی خود را تغيير داده و سراسر زن یا مرد باشد.

نگاه: افراد از نگاه جنسی می توانند دارای گرایش ها و اختلال های گوناگون باشند و همزمان چند اختلال را همراه هم داشته باشند، برای همین همه را نمی توان با خود مقايسه کرد و یا گروه یا دسته ویژه ای بررسی و مقایسه کرد.

نگاه: همه کسانی که به گونه ای رفتاری نا بهنجار از خود نشان می دهند و خود را خواسته یا ناخواسته ترنسکوشال یا همجنسگرا و…. می شمارند چه اين یک میل دوره ای و کوتاه مدت باشد و یا یک گرايش درست باشد. از نوعی اختلال و درگیری هويتی رنج می برند و باید گرايش و حس و حالشان را گرامی داشت وبا آنها با مهربانی برخورد کرد و پزیرفت و دانست که بیشتر این اختلال ها تغییر ناپذیر هستند ممکن است فردی از نگاه اختلالی در یک بخش میانه باشد. در هر حال نباید از وی انتظار رفتری مناسب با هنجار های جامعه و خواسته های خانوادگی، زندگی بر اساس جنسیت فیزیکی، ازدواج و… را داشت. اگر فرد ترنسکشوال بود باید با جراحی بتواند به آرامش برسد و اگر همجنسگرا باید بتواند همجنس خود را به عنوان شریک زندگی داشته باشد. در این زمینه هر کسی دارای حقوق فردی است و هیچ کس حتی پدر و مادر فرد نبایستی ادعای داشتن حقی را در این زمینه داشته باشند.

بایست، از رفتار های مخالف و خشن با همه این افراد، دوری کرد چرا که خود موجب پرخاشگری و رنجش های بیشتر و گاگاه گزينش های نادرست فرد می گردد. بلکه بايد به اين افراد کمک کرد تا به آرامش روحی برسند و مسيری را که می خواهد به پیمایند، آسوده بيازمايد و در آن به آرامی گام نهد تا ببيند چه چيزی برای وی بهترين است.

برای همین هم هست که بهتر است که فردی که دچار اختلال جنسی است. از همان پیش از جراحی پوشش جنسیت انتخابیش را بیازماید و پس از زمانی به جراحی اقدام کند. و این گام نهادن آرام است برای کم تر خطر کردن.

هر فردی دارای هر گرايش و ميلی هرچند خوشايد ما نباشد بايد، توسط خود و ديگران پزيرفته شود که يک انسان است که از يک نوعی اختلال رنج می برد و برای رهايی و يا جستن راهی برای آرامش خود گام بردارد.

پس نبايد به این انديشه که او يک ترنسکشوال نيست و در اشتباه است یا … وی را رنج داد حتی اگر نادانسته خود را ترنس بشمارد، چرا که این خود نشان می دهد وی دارای اختلالی است.

نگاه:ممکن است یک ترنسکشوال در گزينش هنجار های پوششی و آرايشی شيوه ای نابهنجار یا ميانه را گزينش کند. يا این شيوه وی با ديگر ترنسکشوالها هماهنگ نباشد و از دید آنها نابهنجار آید. این می تواند به نوع تربيت خانوادگی فرد و هنجار های درون خانوادگی بازگردد و سلیقه فردی باز گردد برای نمونه ممکن است یک ترنسکشوال با هویت جنسی زنانه چنان هم آرايش زنانه و لباس های رنگا رنگ را دوست نداشته باشد.

نگاه: ممکن است یک ترنسکشول بر اثر فشار های خانواده چه در پیش از جراحی و چه پس از آن ناچار به گزينش پوششی نابهنجار و نابرابر با هویت جنسی خود گردد.

نگاه: اختلال ترنسوسايتيسم بيشتر در ميان مردان ديده می شود، و بيشتر همراه با رفتار ها پوشش و آرايش های می تواد باشد که بسيار فراتر و افراطی تر از اندازه نرمال در جنس مخالفشان باشد. برای نمونه پوشیدن لباس های سکسی ویژه همانند پالتو و شال خز، آرايش تيره و پر رنگ، رفتار و سخن گفتنی غير عادی و فرا رفته که در زبان کوچه آنها را به نام های مسخره می نامند که خود این از کوتاه فکری مردمان است… . اين اخلال بيشتر همراه با رفتار های جنسی است و فرد را از نظر رابطه جنسی بيشتر خورسند می سازد ممکن است یک فرد ترنسوسايت همجنسگرا، دوجنسگرا و نيز دگر جنسگرا باشد. ممکن است این نابهنجاری را تنها در فضای سکس جستجو کند یا که در جمع های کوچک یا کلوپ های ويژه و يا که مايل به ادامه اين گرايش در فضا های عمومی تر باشد. این گرايش در مردان بيشتر جنسی و در زنان بيشتر سليقه ای یا اجتماعی است.

نگاه: زنانی بسياری نيز هستند که دارای هویت جنسی زنانه هستند ولی پوشش های مردانه را می پسندند. اين رفتار بيشتر برای دست یابی به يک اندریافت و حس اجتماعی برای دريافت آن دسته از احساست که زنان سرخورده در درون مردان می جويند باشد يا که به گرايش های جنسی فرد باز گردد.

نگاه: ممکن است فردی همجنس گرا اختلال ديگر پوشی داشته باشد ولی این فرد را نبايست جزو دسته ترنسکشوال ها دانست. افراد همجنسگرا از جنسيت فيزيکی خود راضی هستند و به هيچگاه تمايل به تغيير جنسيت ندارند.

فراموش نکنيم با همه افراد با هر نوع گرايش و اختلالی دوست و مهربان باشيم همه افراد بشر با هم برابر هستند. ما ترنسکشوال ها هم بايد با همه کسانی که از اخلالی رنج می برند هرچند ما آنها را از خود ندانيم نبايست ديگر سازی کنيم و آنها را با رفتار های خود برنجانيم.

پس ما خواستار آزادی هستيم برای همه: ترنسکشوالها، همجنسگراها، ترنسوسايت ها، دگر پوش ها و آزادی برای همه افراد بشر با هر نو اختلال گرايش یا فتيش خواصی که باشند. به پيروان اديان هم بايد گفت اگر اديان برای مهر ورزی و انسان دوستی و انسان گرای هستند پس بايد اين آزادی ها را نيز گرامی دارند.

سخن کوتاه به روانپزشکان و درمانگرانی که با افراد ترنسکشوال کار می کنند:

باید همه موارد بالا را درنظر بگیرند و با پرسشهای نادرست مانند این که آیا تو خود ارضای می کنی؟ آیا به عنوان کسی با جسمی مردانه مایل به رابطه با دختر ها نبوده ای؟ یا آیا هیچ گاه نشده دوست داشته باشی مانند پسرها موهایت را کوتاه کنی؟ اندازه دسنگاه تناسلیت را دوست داری ؟ ا این گونه پرسشها برای نشان دادن اینکه این فرد ترنسکشوال است یا خیر، بی فایده و نادرست است و بکارگیری این گونه پرسشها خود می تواند موجب ناراحتی و افسردگی بیشتر یک بیمار ترنسکشوال گردد.

از دیگر پرسشهای بی معنی و ناگاهانه این است که از یک ترنسکشوال می پرسند چه زمانی به اختلال هویت جنسی خود پی بردی این در حالی است که هر فردی در به چالش کشیده شدن در رابطه با دیگر انسانها از همان نخست زاده شدن قرار میگیرد و کم کم خود را و نیاز و هویت خود را باز می شناسد و ممکن است در تنیجه همر رابطه ای به نوع اختلال خود نیز پی ببرد ولی این که از کی تو دختر شدی یا پسر شدی پرسشی است نادرست چرا که یک ترنس همان هویتی را دارد که از نخست زاده شدنش داشته تنها زمان به او کمک کرده تا کم کم به شناختی درست از خود دست یابد.

بلکه بایستی بیشتر و ریزبینانه تر مسائل هویتی را درنظر بگیرند یک ترنس می تواند همزمان اختلال هوموسکشوالی داشته باشد ولی نمی تواند آن را بیان کند چرا که متحم به این می گردد که تو ترنسکشوال نیستی در عین حال این گونه پرسش ها می تواند خود آورنده تنش و سردرگمی تازه ای بشود.

۱ دیدگاه »

  1. ... said,

    migam gonahe khod erzaye bishtare ya zena badesham chejori mishe darman kard khod erzai nadasht


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: